بومی گزینی برای حل کمبود نیروی درمانی مناطق محروم؛ اما بدون ضمانت ماندگاری، آیا این طرح فقط تولید «قبولی» میکند یا واقعاً نیروی درمانی؟
اظهارات وزیر بهداشت درباره ایجاد سهمیه ویژه برای ورود بومیها به رشته پزشکی ، یک سؤال جدی و مطالبه عمومی را به میان آورده است: اگر قرار است فردی به دلیل نیاز منطقه محروم با سهمیه ویژه وارد رشته پزشکی دانشگاه شود، چه تضمینی وجود دارد که بعد از فارغالتحصیلی واقعاً در همان منطقه خدمت کند؟
وزیر بهداشت گفته است هدف این طرح، تربیت نیرو در خود استان برای خدمت در همان منطقه است. اما تجربه اجرای برخی طرحهای مشابه نشان میدهد پذیرش بومی بهتنهایی تضمینکننده خدمت بومی نیست.
مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ فردی با امتیاز بومی و برای جبران کمبود نیروی درمانی یک منطقه محروم پذیرفته میشود، سالها در دانشگاه آموزش میبیند و از امکانات نظام آموزش پزشکی استفاده میکند، اما وقتی نوبت به انجام تعهد خدمت میرسد، آیا واقعاً به همان روستا، شهرستان یا منطقه محروم بازمیگردد؟
اگر پاسخ مثبت است، آمارش را منتشر کنید!
چند درصد از نیروهایی که با سهمیه و امتیاز مناطق محروم وارد رشتههای پزشکی و پیراپزشکی شدهاند، امروز در همان مناطق مشغول خدمت هستند؟
چند نفر به محل تعهد خود بازنگشتهاند؟
چند نفر پس از تحصیل جذب شهرهای برخوردار و بازار خصوصی شدهاند؟
و مهمتر از همه، دانشگاههای علوم پزشکی با افرادی که به تعهدات خود عمل نکردهاند چه برخوردی کردهاند؟
نمیتوان برای منطقهای که با کمبود پزشک و پرستار دستوپنجه نرم میکند، ظرفیت ویژه ایجاد کرد، اما بعد از فارغالتحصیلی، فرد به راحتی مسیرش را به سمت شهرهای برخوردار و فعالیت خصوصی تغییر دهد.
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، نتیجه چه خواهد بود؟
منطقه محروم هزینه تربیت نیرو را میدهد، اما نیروی متخصص نصیب مناطق برخوردار میشود!
این یعنی سیاستی که قرار بود شکاف درمانی را کاهش دهد، ممکن است در عمل فقط مسیر ورود به دانشگاه را تغییر دهد، بدون اینکه مشکل کمبود نیروی انسانی در مقصد حل شود.
از وزارت بهداشت انتظار میرود قبل از اجرای طرح جدید، درباره عملکرد طرحهای قبلی شفافسازی کند. تعهد خدمت باید تعهد واقعی باشد، نه یک امضای اداری که بعداً راههای مختلفی برای دور زدن آن پیدا شود.
از طرف دیگر، نمیتوان همه تقصیر را متوجه فارغالتحصیل کرد. اگر قرار است پزشک، پرستار یا نیروی تخصصی در منطقه محروم بماند، باید امکانات حرفهای، رفاهی، مسکن، امنیت شغلی و شرایط مناسب کار نیز فراهم باشد.
اما سؤال اصلی همچنان باقی است:
آیا وزارت بهداشت ابتدا ضمانت ماندگاری نیرو را طراحی کرده و بعد سراغ افزایش سهمیه رفته، یا قرار است دوباره اول نیرو تربیت شود و بعد برای بازگشت او به منطقه محروم دنبال راهحل بگردیم؟
مردم مناطق محروم به «سهمیه» نیاز ندارند؛ به پزشک و پرستاری نیاز دارند که واقعاً در کنارشان بماند.
بومیگزینی اگر با ضمانت اجرای محکم، نظارت دانشگاههای علوم پزشکی و انتشار عمومی آمار تعهدات همراه نباشد، ممکن است به جای «بومیگزینی برای خدمت»، تبدیل شود به «بومیگزینی برای ورود»!
و این همان نقطهای است که وزیر بهداشت باید درباره آن پاسخ روشن بدهد:
نیرویی که با امتیاز منطقه محروم وارد دانشگاه شد، اما بعد از فارغالتحصیلی به منطقه محروم برنگشت؛ چه کسی باید پاسخگوی مردم باشد؟
