انتصاب حجتالاسلام حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین، تصمیمی است که باید پیش از هر چیز در چارچوب نگاه مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا به شرایط امنیتی امروز کشور تحلیل شود و نکته مهمتر، محتوای همان حکمی ست که مأموریتهای مشخصی را برای دوره جدید بسیج تعیین میکند؛ از تقویت شبکه اطلاعات مردمی و افزایش مهارتها و آموزشهای لازم تا بصیرتافزایی و بهرهگیری از فناوریهای نوین برای مقابله مردمپایه با تهدیدات دشمن.
وقتی در حکم فرمانده کل قوا، در کنار مسئولیتهای معمول بسیج، بر «شبکه اطلاعات مردمی» و استفاده از فناوری تأکید میشود، میتوان برداشت کرد که در ارزیابی فرماندهی عالی کشور، ماهیت تهدیدات نیز تغییر کرده و پاسخ به آنها به ابزارها و سازماندهی متفاوتی نیاز دارد.
این موضوع را باید در شرایط جنگی امروز درک کرد کشور با یک رویارویی مستقیم و پیچیده با آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی مواجه است؛ رویاروییای که تنها به میدان نظامی محدود نمیشود و در کنار حملات نظامی، عملیات اطلاعاتی، سایبری، جنگ روانی، خرابکاری و تلاش برای جمعآوری اطلاعات از داخل کشور نیز میتواند بخشی از میدان نبرد باشد.
شناخت محل اهداف، زیرساختها، مسیرهای تردد، نقاط آسیبپذیر و حتی فضای اجتماعی، بخشی از همان جنگی ست که ممکن است قبل از آغاز یک عملیات نظامی شکل گرفته باشد و بنابراین، هرچه توان شناسایی و کشف زودهنگام تهدید افزایش پیدا کند، هزینه و امکان اجرای عملیات دشمن نیز بیشتر میشود و بسیج برخلاف بسیاری از نهادهای تخصصی، در متن جامعه حضور گسترده دارد پایگاههای بسیج در شهرها، روستاها، محلات، مراکز مختلف و محیطهای اجتماعی، یک شبکه گسترده انسانی ایجاد کردهاند و اگر این ظرفیت با آموزش مناسب، سازماندهی دقیق و ارتباط مؤثر با نهادهای تخصصی امنیتی همراه شود، میتواند در شناسایی زودهنگام نشانههای تهدید نقش داشته باشد.
این موضوع در مناطق مرزی اهمیت دوچندان دارد در سیستانوبلوچستان، فعالیت گروهکهای مسلح و شرایط خاص مرزی باعث شده امنیت استان صرفاً یک مسئله انتظامی نباشد؛ بلکه بخشی از معادله امنیت ملی کشور باشد و گروههای مسلح میتوانند از شرایط جغرافیایی، مسیرهای مرزی و شبکههای پشتیبانی استفاده کنند و در شرایط جنگی، هرگونه خلأ اطلاعاتی میتواند هزینه بیشتری ایجاد کند.
به همین دلیل، مقابله با گروهکها فقط به عملیات پس از وقوع حادثه محدود نمیشود. بخش مهمتر، شناخت زودتر شبکه، کشف ارتباطات، شناسایی پشتیبانی و جلوگیری از شکلگیری عملیات می باشد و اینجا دقیقاً همان جایی است که ظرفیت اطلاعاتی و شبکه مردمی میتواند اهمیت پیدا کند.
از این منظر، سابقه حسین طائب نیز قابل توجه بوده و او سالهای طولانی در ساختار اطلاعاتی کشور فعالیت کرده و تجربه مدیریت در حوزه شناسایی و مقابله با تهدیدات امنیتی را در کارنامه دارد و قرار گرفتن چنین فردی در رأس سازمان بسیج میتواند این معنا را داشته باشد که قرار است تجربه اطلاعاتی با ظرفیت گسترده بسیج پیوند نزدیکتری پیدا کند.
اما در این میان نباید نقش آموزش را دستکم گرفت و شبکه بزرگ انسانی، بدون آموزش تخصصی الزاماً شبکه اطلاعاتی کارآمدی نیست و تأکید صریح حکم بر افزایش مهارتها و آموزشهای لازم، از همین جهت اهمیت دارد نیروهای مردمی باید بدانند چه چیزی اهمیت امنیتی دارد، چگونه یک نشانه واقعی را از یک اتفاق عادی تشخیص دهند و چگونه اطلاعات را از مسیر درست به نهاد مسئول منتقل کنند
در این میان، انتخاب طائب نیز قابل فهمتر میشود. او قرار نیست صرفاً فرمانده یک سازمان گسترده باشد؛ مأموریت او در شرایطی تعریف شده که جنگ خارجی، تهدیدات اطلاعاتی، فعالیت گروهکهای مسلح، نفوذ و جنگ روانی میتوانند همزمان یکدیگر را تقویت کنند.
به بیان سادهتر، در شرایط عادی ممکن است یک تهدید ابتدا شناسایی شود و بعد برای آن تصمیم گرفته شود؛ اما در شرایط جنگی، فاصله میان «دیر فهمیدن» و «بهموقع فهمیدن» میتواند تفاوت میان خنثی کردن یک عملیات و مواجه شدن با پیامدهای آن باشد.
از این منظر، انتصاب حسین طائب را باید بخشی از بازآرایی امنیتی کشور متناسب با شکل جدید تهدیدات دانست و رهبر انقلاب با تعیین مأموریتهای مشخص در حکم او، عملاً بر این نکته تأکید کردهاند که بسیج باید از ظرفیت گسترده مردمی خود برای افزایش آمادگی کشور استفاده کند و این ظرفیت را با آموزش و فناوریهای جدید ارتقا دهد.
