آتشزدن در یک پایگاه بسیج در ایرانشهر را، میتوان نشانهای از تغییر وضعیت گروهکهای تروریستی فعال در منطقه دانست ؛ گروههایی که با افزایش اشراف اطلاعاتی و اقدامات امنیتی، با محدودیت بیشتری برای فعالیت و اجرای عملیات مواجه شدهاند و ممکن است برای حفظ تصویر حضور خود، به اقدامات محدود و نمادین روی آورند.
واقعیت میدان امنیتی جنوب شرق کشور با تصویری که گروهکهای تروریستی در فضای تبلیغاتی خود ارائه میکنند، الزاماً یکسان نیست و توان واقعی یک گروه مسلح را باید در میزان قدرت عملیاتی، توان شبکهسازی، امکان تداوم فعالیت و قابلیت ایجاد تهدید پایدار سنجید؛ نه صرفاً در اقداماتی محدود که بیشتر بازتاب رسانهای و روانی دارند.
از این منظر، اگر یک جریان مسلح به جای اجرای عملیاتهای پیچیده و اثرگذار، به اقداماتی مانند آتشزدن یک در یا ایجاد خسارت محدود (بمب جاده زاهدان – خاش) روی بیاورد، این پرسش مطرح میشود که آیا چنین اقدامی نشانه قدرت است یا تلاشی برای اثبات موجودیت و حفظ روحیه نیروها و هواداران؟
یکی از عوامل مؤثر در تغییر شرایط امنیتی منطقه، افزایش اشراف اطلاعاتی بر تحرکات گروهکهای تروریستی است هرچه امکان شناسایی تحرکات، کنترل شبکهها و مقابله با فعالیتهای پنهان افزایش یابد، فضای مانور گروههای مسلح نیز محدودتر میشود.
در چنین شرایطی، گروهی که پیشتر تلاش میکرد ابتکار عمل را در میدان در اختیار داشته باشد، ممکن است به تدریج در موقعیت واکنشی قرار گیرد نتیجه این وضعیت میتواند ظهور اقداماتی پراکنده و کم اثر باشد که بیش از آنکه معادله امنیتی را تغییر دهند، با هدف ارسال پیام به هواداران و حفظ تصویر حضور انجام میشوند.
به بیان روشنتر، کاهش فضای مانور یک گروه تروریستی لزوماً به معنای پایان تهدید نیست، اما میتواند شکل رفتار آن را تغییر دهد؛ از عملیاتهای گسترده و پیچیده به اقداماتی محدودتر که هدف اصلی آنها نمایش توان باقیمانده و جلوگیری از فراموش شدن نام گروه است.
گروهکهای تروریستی برای ادامه حیات خود تنها به توان عملیاتی نیاز ندارند؛ بلکه حفظ یک تصویر ذهنی از قدرت نیز برای آنها اهمیت دارد آنها باید به نیروها، هواداران و مخاطبان خود القا کنند که همچنان فعال هستند و توان اثرگذاری دارند.
اما میان «حضور رسانهای» و «قدرت واقعی عملیاتی» تفاوت جدی وجود دارد هرچه فاصله این دو بیشتر شود، اقدامات نمادین اهمیت بیشتری پیدا میکنند بنابراین، یک اقدام محدود را نباید صرفاً بر اساس حجم تبلیغات پیرامون آن ارزیابی کرد؛ بلکه باید دید این اقدام چه میزان اثر واقعی بر امنیت منطقه داشته و آیا توانسته تغییری در معادلات ایجاد کند یا خیر.
اگر پاسخ منفی باشد، میتوان این احتمال را مطرح کرد که هدف اصلی، نه تغییر شرایط میدانی، بلکه بازسازی روحیه و اثبات این ادعاست که گروه همچنان امکان فعالیت دارد.
در این میان، مردم سیستان و بلوچستان بیش از هر گروه دیگری از ناامنی و اقدامات خشونتآمیز آسیب میبینند. امنیت، ثبات و توسعه پایدار، مطالبات اصلی جامعهای است که هرگونه فعالیت خشونتآمیز میتواند روند پیشرفت آن را مختل کند.
از همین رو، اقدامات گروهکهای تروریستی نمیتواند بهسادگی برای آنها پشتوانه اجتماعی پایدار ایجاد کند. جریانهای مسلح، حتی اگر بتوانند برای مدتی با اقدامات خشونتآمیز خبرساز شوند، بدون برخورداری از حمایت اجتماعی گسترده و پایدار، در بلندمدت با محدودیت جدی مواجه خواهند شد.
تغییر معادله امنیتی منطقه و افزایش اشراف اطلاعاتی، محدود شدن امکان فعالیت گروههای تروریستی و کاهش توان آنها برای اجرای عملیاتهای پیچیده، ممکن است این جریانها را به سمت اقداماتی سوق دهد که هدف اصلیشان حفظ تصویر حضور و اثبات موجودیت باشد.
از این منظر، حادثه ایرانشهر میتواند بیش از آنکه نشانه بازگشت قدرت گروهکهای تروریستی باشد، نشانهای از تلاش آنها برای حفظ تصویر موجودیت در شرایطی باشد که میدان فعالیتشان محدودتر شده و با این حال، مقابله مؤثر با چنین تهدیدهایی همچنان نیازمند تداوم اشراف اطلاعاتی، اقدامات امنیتی هدفمند و تقویت مشارکت مردم در حفظ امنیت منطقه است.
دکتر امیر مهدی اکبری مطلق
سردبیر پایگاه خبری تحلیلی بلوچ توار
