وقتی میدان، میز مذاکره را تغییر می‌دهد

🔹چهار دهه است یک گزاره تکرار می‌شود: «با مذاکره می‌توان تحریم را برداشت.» این گزاره آن‌قدر تکرار شده که به یک پیش‌فرض در بخشی از تحلیل‌های سیاسی تبدیل شده ، اما تجربه عملی، تصویر متفاوتی نشان می‌دهد.

🔹در تمام این سال‌ها، مذاکره نه به رفع پایدار تحریم‌ها، بلکه به «تنظیم شدت آن» منجر شده و هر بار که توافقی شکل گرفته، فشار برای مدتی کاهش یافته و سپس در قالبی پیچیده‌تر بازگشته ، به بیان دقیق‌تر، مذاکره در این چارچوب، ابزاری برای مدیریت تحریم بوده، نه پایان آن.🔹در مقابل، رخدادهای اخیر یک نکته مهم را آشکار می‌کند: تغییرات میدانی حتی اگر کوتاه‌مدت و محدود باشند می‌توانند رفتار طرف مقابل را سریع‌تر از سال‌ها مذاکره تغییر دهند و صدور مجوز حتی موقت برای فروش نفت، بیش از آنکه محصول گفت‌وگو باشد، نتیجه تغییر در محاسبه هزینه و فایده است.

🔹این همان واقعیتی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود:تحریم یک ابزار انعطاف‌پذیر قدرت است. هرجا هزینه حفظ آن برای اعمال‌کننده افزایش یابد چه به دلیل ریسک‌های امنیتی، چه به‌دلیل اختلال در بازار انرژی همان‌جا از شدت آن کاسته می‌شود.

🔹در این میان، اهمیت گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی نیز بار دیگر خود را نشان می‌دهد. مسیرهایی مانند تنگه هرمز، صرفاً گذرگاه جغرافیایی نیستند؛ این‌ها نقاطی هستند که سیاست، امنیت و اقتصاد در آن به هم می‌رسند. هر تحول در این نقاط، مستقیماً به زبان هزینه و درآمد ترجمه می‌شود.

جمع‌بندی روشن است:

🔹مذاکره زمانی مؤثر است که بر پایه توازن قدرت انجام شود. در غیر این صورت، به جای تغییر نتیجه، تنها شکل فشار را تغییر می‌دهد. آنچه معادله را دگرگون می‌کند، نه صرف گفت‌وگو، بلکه تغییری است که در محاسبات طرف مقابل ایجاد می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *